آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

391

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

كه جامه‌هاى يك شكل دولتى ما آلمانىها را ديدند و درون و برون آن را وارسى كردند ، دست به جيب گود آن‌ها بردند و هرچه دستشان آمد بيرون آوردند و صاحب شدند گرچه مردان چركس مانند مسلمانان مىتوانند چند همسر داشته باشند ، ولى اكثر آنان به يك زن بسنده كرده بودند . وقتى كه مردى بدون فرزند بميرد ، بايد مسن‌ترين برادر ، بيوه او را به زنى بگيرد و به اين وسيله بازمانده‌اى از همسر برادر خود داشته باشد . چركس‌ها مسيحى نيستند ، ختنه مىكنند و خداى يكتا را مىپرستند ، ولى نه كتاب دارند ، نه روحانى و نه عبادتگاه و در مواقع معين ، خود عمل قربانى را انجام مىدهند ، به‌خصوص روزى كه يكى از افراد سرشناس مىميرد زن و مرد در ميدانى گردمىآيند و بزى را به عنوان قربانى ذبح مىكنند ، به طورى كه به ما گفتند ضمن آن آزمايش كم‌نظير و ديوانه‌وارى مىكنند تا از اين طريق بدانند ، آيا حيوان جهت قربانى شدن مناسب است يا خير ؟ به اين ترتيب كه آلت تناسلى حيوان را قطع و به سوى ديوار پرتاب مىكنند ، اگر آلت به ديوار نچسبد و به زمين بيفتد حيوان را براى قربانى مناسب نمىدانند و بايد بز ديگرى قربانى شود ، ولى اگر آلت به ديوار چسبيد براى قربانى شدن مناسب است ، سپس پوست او را درمىآورند و از هم باز مىكنند و بر سر چوب بلندى فرومىكنند ، ولى قبل از انجام اين كار گوشت بز قربانى را مىپزند ، سرخ مىكنند و آن را مىخورند ، سپس چند مرد در حالى كه يك نفر در جلو ايستاده و ديگران پشت سر او ، پوست حيوان قربانى شده را عبادت مىكنند . وقتى كه دعا و مراسم به پايان رسيد زنان از محل دور مىشوند ولى مردان باقى مىمانند ، مىنشينند و به نوشيدن براندى و براگا مشغول مىشوند ، تا جائى كه كاملا مست شوند . پوست بز قربانى شده آنقدر بالاى چوب مىماند تا پوست قربانى جديد جاى آن را بگيرد . مردگان خود را با احترام در خاك دفن مىكنند ، روى قبر چوبى مانند ستون مىگذارند و چنانچه مرده فرد سرشناسى باشد كلبهء زيبا و كاملى بر روى آن را